سيد حسن آصف آگاه
97
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
من ، اورمزد ، همپرسى كند و دين را پذيرد . 45 . هنگامى كه او از همپرسى بازآيد ، به خورشيد تيز اسب بانگ زند كه بايست . 46 . خورشيد تيز اسب ده روز و ده شب ايستد و هنگامى كه اين رخ دهد ، تمام مردم دنيا به دين بهى مزديسنان ايستند . 47 . مهر دارندهء دشتهاى پهناور به هوشيدر ، پسر زرتشت بانگ كند : « هوشيدر ، تو آرايندهء دين راستين به خورشيد تيز اسب بانگ كن : « برخيز ، چون تاريكى در كشور ارزه است ! » 48 . و پسر زرتشت ، هوشيدر ، به خورشيد تيز اسب بانگ كند : « برخيز ! » 49 . خورشيد تيز اسب شكوهمند حركت كند و تمام مردمان به دين بهى مزديسنان ايمان آورند . 50 . اورمزد به او گفت : « اى زرتشت سپيتمان ، اين است آنچه پيش گويم كه اين آفرينش دگربار به هستى خويش بازگردد » . 51 . و هنگامى كه پايان هزاره نزديك است ، پشوتن ، پسر گشتاسپ به پيدايى آيد با فرّه پيروزمند كيانيان ظاهر شود ، ( اما ) آن دشمن كه به دروغ فراز نشيند ، همچون تركان ، تازيان و روميان و مردمان بد ايرانى ، ( همزمان ) با ستمگرى و بىپروايى و دشمنى شهريارى بتازند و آتش را خاموش كنند و به دين آسيب رسانند . آنهايى كه به دلخواه و يا بىدلخواه بتازند ، هر دو قانون و دين را بزنند تا پايان دين فرارسد . 52 . و پس از آن ، هنگامى كه هزارهء هوشيدرماه آيد ، آفرينش بر اثر هوشيدرماه بهتر به جريان افتد و نيرومندتر باشد و او شيطان دروغ را كه سينه آز است ، فرو زند و پشوتن ، پسر گشتاسب ، همچنان داور و حكمدهنده در جهان باشد . 53 . و در اين هزاره كه به هوشيدرماه تعلق دارد ، مردمان چنان در درمانگرى باتجربه باشند و در اين زمينه ، چنان ( ماهرانه ) دارو و درمان به كار برند و مهيا كنند كه حتى اگر به مرگ عادى نزديك باشند ، نميرند ، هرچند آنها را با شمشير و كارد بزنند و بكشند . 54 . پس از آن چون از بىدين پاداش مرسوم را خواهند ، به دليل بدى بىدينى آن را ندهند . 55 . اهريمن از كين برخيزد و در جهت دماوند ، جايى كه بيورسپ [ psarav ? eB بيوراسپ / ضحاك ] 36 است ، بانگ زند : « اكنون 9000 ( سال ) سپرى شده است ، فريدون 37 ( ديگر ) زنده نيست . چرا تو برنخيزى ، حتى هنگامى كه بندهايت گسسته نيستند زيرا اين دنيا ( اكنون ) پر از مردم است و آنها را از دژى [ ورجمكرد ] كه جمشيد 38 ساخته است ، برآوردهاند . 56 . سپس اهريمن اين را به همين شيوه بانگ زند . ضحاك از فرط ترس ، از ترس آنكه